به رسمیت شناختن مخالفین سوری از سوی کشورها بیانگر همراهی این دولتها در جنایات تروریستی علیه مردم سوریه است. این کشورها شریک جرم اعمال خشونتبار تروریستها هستند. اقدامات این گروه تروریستی، کشتار مردم بیدفاع و استفاده از سلاحهای شیمیایی در برابر ارتش سوریه توسط این گروه، با پروتکلهای الحاقی عهدنامههای چهارگانه ژنو (1988 ـ 1984) در تعارض است. متأسفانه عدم وجود مرجعی بینالمللی بیطرف و مؤثر در جهان که دارای ضمانت اجرای قدرتمند باشد، منجر به رشد گروههای تروریستی میشود. کشورهای شمال نیز با در نظر گرفتن منافع اقتصادی ـ سیاسی خود گام برمیدارند ولو منجر به بیثباتی کشورهای دیگر و کشتار مردم سرزمین دیگری شود. در قضیة سوریه، اگر سازمان ملل آن مرجع مورد احترام است و کشورها باید در برابر خواست آن تسلیم شوند، به چه دلیل میانجیگریهای فرستادة ویژه این سازمان در امور سوریه نادیده گرفته میشود و از طرحهای وی حمایت نمیشود؟
در عهدنامة چهارگانة ژنو در مواد 52 تا 56 به ترتیب وضعیت غیرنظامیان را معین کرده: طرفین متخاصم نباید به جمعیت و اموال غیرنظامیان، اماکن واموال فرهنگی و زیست محیطی و تأسیسات و استحکامات شهری آسیب برسانند که مخالفین دولت اسد به هیچیک از این موارد پایبند نبودهاند. با تمام این اوصاف، غرب و آمریکا و کشورهای تابع آنها دست به حمایت از این گروه تروریستی میزنند و اعتنایی به مسائل حقوقی بینالمللی ندارند. شورای امنیت سازمان ملل نیز به جای سرکوب شورشیان سکوت اختیار کرده و سه عضو دائم و ده عضو غیر دائم این شورا نیز در تجهیز مخالفین نقش بسزایی دارند. از سوی دیگر استفاده از تسلیحات شیمیایی از سوی مخالفین، تخطی از قواعد آمرة بینالمللی است و تمامی کشورها در کنوانسیون منع تولید، انبار، خرید و فروش، گسترش و استفادة تسلیحات شیمیایی عضو هستند؛ باید اقدامات تروریستی در سوریه را محکوم و به مقابله با آن بپردازند اما با شناسایی [32] مخالفین، این کنوانسیون را نقض کرده و مرتکب جنایات علیه جامعة بشری میشوند. جرایمی که نسبت به اقلیتهای دینی و مذهبی اعم از شیعه، سنی و مسیحی در سوریه در حال رخ دادن است چه توجیهی دارد که غرب و نوکران حلقه به گوش آنها بدون ملاحظه از آن تبعیت میکنند؟ هزاران آوارة سوری که مورد تجاوز و تعرض القاعدهها و النصرهها قرار میگیرند را چه کسی باید پاسخگو باشد؟ طرح اصلاحات قانون اساسی که در سوریه برگزار شد و مردم این کشور به آن رأی موافق دادند دموکراسی بود یا طرح شناسایی ائتلاف مخالفین و تجهیز آنها؟ چرا آمریکا، فرانسه و انگلیس، توان خود را برای حمایت از طرح اخضر ابراهیمی به جای کمک به معارضین به کار نمیگیرند؟ چرا شورای امنیت سازمان ملل که کشور عراق را در قطعنامة 458 مجبور به عضویت در یک معاهده نمود، اینبار مخالفین را از عواقب به کارگیری تسلیحات فاجعه بار شیمیایی نمیهراساند؟ این مردم سوریه نیستند که خواهان تغییر ساختار حکومت کشور خویش هستند بلکه غرب خواهان سرنگونی محور مقاومت است و برای نیل به این هدف هیچ اهمیتی برای جان مردمان بیگناه و رعایت قوانین بینالمللی قائل نیست.
فرارو، همسو با مواضع رسانههای غربی دربارة بشار اسد
به نظر میرسد که مواضع تارنمای فرارو در مسائل مربوط به درگیریهای سوریه، همراستا با رسانههای خارجی ضد دولتی سوریه است. این تارنما در کنار ارایة اخبار در مورد سوریه، به بازنشر اخباری از سوی رسانههای بیگانه که جایگاه اسد را رو به افول بیان کردهاند و وی را مبتلا به روانپریشی توصیف کردهاند میپردازد. این تارنما طی مصاحبههایی با اشخاص مختلف مدعی شده مواضع ایران در قبال سوریه تغییر کرده است. همچنین پس از سخنرانی دیروز اسد، با هرمیداس باوند (تحلیلگر مسائل خاورمیانه) مصاحبهای داشته که اظهار میکند طرح اسد دردی را درمان نمیکند و دیر اعلام شده و شاید اگر 9 ما قبل عنوان میشد امیدی به عملی شدن آن بود و در ادامه میافزاید با ادامة کمکها به مخالفین دولت سوریه، اسد سرنگون خواهد شد. مجدداً فرارو، یک روز پس از حضور اسد در دانشگاه دمشق و ارایة طرح برونرفت از بحران توسط اسد که میتواند نقطة عطفی در سرآغاز تحولات در سوریه باشد، خبری را با عنوان واکنشهای تند غرب علیه سخنان اسد منتشر کرده که در آن مواضع سران غربی را نسبت به سخنان اسد بیان داشته که این سخنان را محکوم کردهاند و در کنار هجمة مخالفتهای غرب، حمایت ایران از طرح اسد را در این خبر آورده است.
شاید بیان حمایت ایران از دولت سوریه و از آن سو بیان مخالفتهای سران غرب و آمریکا، با قصد نشان دادن ایران به عنوان تنها حامی مقاومت و اسد مطرح شده باشد. نکتة حائز اهمیت این است که فرارو قبل از کنفرانس رئیسجمهور سوریه به تبعیت از رسانههای خارجی پیشبینی کرده بود کهراسد در این کنفرانس طرحی را مطرح خواهد کرد که جایگاه خود را در عرصة قدرت حفظ کند و در صورتی با راهحل موسوم به «ژنو 2» موافقت میکند که اعتراضی به نامزدی وی برای انتخابات ریاست جمهوری سال 2014 با سایر نامزدها وجود نداشته باشد؛ در واقع اسد را شیفتة قدرت معرفی کرده بود که در این راستا برای ماندن دست به هر اقدامی میزند. باید توجه داشت که چرا فرارو با چنین عناوینی در اخبار خود به مسائل سوریه مینگرد و با لحنی کنایهآمیز مینویسد بشار اسد پس از حدود هفت ماه در انظار ظاهر شد و به ارایة طرح خود برای حل بحران سوریه پرداخت. این تارنما نسبت به سوریه و درگیریها در این کشور مواضعی مشابه غرب را دارد و دنبال میکند.
تحریمها علیه ایران، به بهانة فعالیت هستهای، تشدید این اقدام و ممانعت از ورود دارو به این کشور، خلاف قوانین آمرة بین المللی است. در واقع این عمل در تعارض با حقوق بشر است و کشورهای غربی که مدعی اقدامات بشردوستانه هستند دست به چنین جنایت بیرحمانهای زدند. آنها باید در برابر دهها هزار بیماری که نیاز مبرم به استفادة از دارو دارند پاسخگو باشند. گرچه خواستة پاسخگویی به دور از انتظار است و عملی نمیشود، اما ماهیت سیاسی شورای امنیت سازمان ملل را بیش از پیش هویدا میسازد. این رکن از سازمان ملل تبدیل به ابزاری شده تا اعضای دایمی آن، کشورهای مستقل و مقتدر را در معرض فشار قرار بدهند که در برابر خواستههای قلدرانة این اعضا، سر تعظیم فرود آورند. این قبیل تصمیمات این شورا و سکوت در برابر جنایات میانمار، غزه و مردم چچن و کشورگشاییهای آمریکا به بهانههای واهی در عرصة جهانی دیدگاهها را نسبت به این شورای نه حقوقی، بلکه سیاسی، تغییر خواهد داد. در آیندهای نه چندان دور، سایر کشورها نیز از ایران الگوگیری میکنند و خواستار اصلاحات در حوزة شورای امنیت خواهند شد. این همان چیزی است که غرب از آن واهمه دارد و به دنبال این است که افکار عمومی جهان را علیه ایران بشوراند. سالانه میلیاردها دلار را صرف تبلیغات ضد ایرانی و جنگ روانی علیه مردمان آزادهای میکند که تابع حق و عدالت و گفتمان ضد استبدادی هستند تا تابعیت بیچون و چرا از اربابان غربی.